تصویری ایستا از یک چرخ و فلک میدیدم ناگهان کسی روی دکمهی پلی کلیک کرد. چرخ و فلک شروع به چرخیدن کرد. عجیب آنکه، هیچگاه نایستاده بود.---نمیشه نوشتهای مثل این، رو شروع کرد و در شروعش چندین و چند بار
پیشنوشت: لینکها تصحیح شدند.انسان برای زندگی کردن نیاز به چیزهای مبهم دارد.حتی ابهامی به لطافت دانههای برف، که با تابش اولین اشعههای ضعیف منطق بخار میشود.در عجبم آنان که از فضیلت آرامیدن در خلسه
پیشنوشت یکم: این نوشته قسمت دوم و در ادامهی نوشته دیگری با همین عنوان است که بخش اول آنرا در صورت تمایل میتوانید اینجا بخوانید.پیشنوشت دوم: تمامی مقدمهچینیهای بخش اول این بحث را برای این قسمت
دون کیشوت؛ احتمالا با شنیدن نام دون کیشوت لبخند به لب میآوریم و یاد ماجراجوییهای خندهدار او و ملازم باوفایش سانچو میافتیم.اگر به داستانش آگاه باشید، میدانید که دون کیشوت مردیست متوهم در تلاش برای
انسان در جستجوی معنا؟معنا هم از اون دسته چیزهایی که ظاهرا هیچکس نمیدونه چیه ولی میشه طوری تفسیرش کرد که همه در حال جستجوی اون هستیم.خاصیت درزگیر داره. نواقص توضیحات رو میپوشونه و میتونه حلقه پایانی عل